سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
خیمه ؛ کلی دوست خوب! - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


و خدایی که در این نزدیکی است


سلام


 


یه چند روزی می شد که تو محوطه ی دانشکده خیمه به پا کرده بودن و یکی که نه ؛ چند تا از بروبچز دست اندر کار مراسم قبل از اربعین بودن و به تبعیت ما هم بی نصیب نموندیم ، صبح دیروز کلاس داشتیم ؛ وقتی که اومدیم خوابگاه و تصمیم گرفتیم برگردیم تا از مراسم یه چیزی هم قسمت ما بشه ... خلاصه عزم رو جزم کردیم و رفتیم خیمه دانشکده ی زبان های خارجه ی دانشگاه اصفهان !!! و چه حس خوبی بهت دست می ده وقتی آدمها رو با ظواهر مختلف یک دل می بینی ؛ اون وقته که حسودیت می شه و آرزو می کنی کاش یکی از اونا بودی ؛ که با یه دل پاک کارهای خیمه رو تا آخرش پیش بردن ! اول که رفتیم ؛ حس عجیبی داشتم ، حس می کردم بچه ها نمی خوان کسی رو به جمع پاکشون راه بدن ؛ شاید هم ما لایقش نبودیم ... حسابی حالم گرفته شد ... ولی وقتی مراسم تموم شدم ، کم کم راضی شدن که یک کوچولو از ثواب هاشونو با ما تقسیم کنن و کلی دل مونو شاد کردن ... خلاصه یه چند ساعتی تو اون جو صمیمی مشغول باز کردن پرچم های سبز و قرمز و مشکی بودیم ولی گذر زمان اصلا احساس نمیشد ... خیلی عجیب بود ...خیلی خوب بود ... همه بدون تکلف کار میکردن و من عاشق بی ریا بودن این گروه شده بودم ... حتی نگاه کردن به این جمع ده پونزده نفره هم به من آرامش می داد ؛ چه آرامشی ...


یکی از اتفاقای قشنگ بعد از زیارت عاشورا این بود که به فاطمه ها و زهراها و ... قرآن می دادن ؛ و من_ که اسمم جزء این اسمهای قشنگ نبود_ هم دلم یه یادگاری از این روز قشنگ می خواست ، و خدا چه حالی به من داد وقتی که اسممو گفتم و خانومی که قرآن می داد ، گفت نمی تونه از اسمم بگذره و به من هم یکی از همون قرآن ها رو داد ! خیلی خوب بود ... خیلی قشنگ بود ... و اون خانم چه خوب تونست کلی حس خوب رو تو دل من زنده کنه ...


چه قدر قشنگه وقتی می بینی استادی که اونقدر ادعاش میشده هم در ردیف تو نشسته وزیارت عاشورا میخونه ، چه قدر زیباست وقتی همه رو در کنار هم می بینی که در عین اینکه بینشون کلی اختلاف سلیقه هست ، با صبوری خیلی وقتا به نفع هم می رن کنار ، خیلی وقتا از خودشون میگذرن ، خیلی وقتا گذشت می کنن و ...


آخر کار هم یه قرآن ؛ یه کتاب دعا ، چند تا کیک و یه سیب خوشبو و از همه مهم تر یه دل که حس می کرد آروم آرومه و کلی دوست پیدا کرده و با یه عالمه آدم خوب آشنا شده که می تونن روش تاثیر بذارن برگشتم خوابگاه !


 


 


                                                    بهشتی باشید


 


 


نوشته شده در پنج شنبه 9/12/86ساعت 8:7 عصر توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت