و خدایی که در این نزدیکی است سلام __ * مرا با برکه ام بگذار ؛ دریا ارمغان تو تو از اول سلامت پاسخ بدرود با خود داشت اگرچه سحر صوتت جذبه ی داوود با خود داشت بهشتت سبز تر از وعده ی شداد بود اما برایم برگ برگش دوزخ نمرود با خود داشت ببخشایم اگر بستم ؛ دگر پلک تماشا را که رقص شعله ات در پیچ و تابش دود با خود داشت سیاوش وار بیرون آمدم از امتحان ؛ گرچه دل سودابه سانت ، هرچه آتش بود با خود داشت مرا با برکه ام بگذار ، دریا ارمغان تو بگو جوی حقیری آرزوی رود با خود داشت ... _ محمد علی بهمنی_ ___ * هر از گاهی یه شعری هم بذارم اینجا بد نیست ؛ برا عوض کردن حال و هوا خوبه ، چند وقتی بود این کار رو نکرده بودم ... بهشتی باشید
| Design By : Pichak |

