سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
دیروز ؛ سهراب - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


و خدایی که در این نزدیکی است


سلام


دیروز تولد سهراب بود


کاش بود و می شد به خودش تبریک بگم


ولی الان که نیست ، تولدشو به تمام اونایی که دوستش دارن و بهش احترام میذارن تبریک میگم ...


...


من به سیبی خوشنودم


و به بوئیدن یک بوته ی بابونه.


من به یک آینه،یک بستگی پاک قناعت دارم


من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد


و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف کند...


من نمی دانم


که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است،کبوتر زیباست


و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست


گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد


چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید


واژه باید خود باد ، واژه باید خود باران باشد.


-قسمتی از صدای پای آب / سهراب سپهری / کاشان 1343-


گاهی وقتا فهمیدن حرفاش خیلی سخته ... ولی فقط خوندن از رو جمله هاش و شعراش و خاطره هاش به من آرامش میده ... سادگی و کوتاهی جمله هاش و فقط فهمیدن معنای ظاهریش برام کافیه... کاش هنوز زنده بود ....


یا حق .


 


نوشته شده در دوشنبه 16/7/86ساعت 4:40 عصر توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت