سفارش تبلیغ
جنبش وبلاگی دفاع از مقدسات
گزیده - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


*رفته بودیم سفر... آستارا، اردبیل، سرعین... برای اولین بار تو زندگیمون تو تابستون کاپشن پوشیدیم! جالب بود!


* پاییزم اومد... چند روزی هست که غمگینم ولی سعی می کنم به روی خودم نیارم... از تغییر فصل ِ یعنی؟!


* امروز دوم مهر بود... یادتِ دخترک؟ :-|


* خونه تکونی کردیم... فرشا رو دادیم بشورن، خودمونم کل خونه رو شستیم... خونه تکونی چه وقته آخه!!!! 


* فردا کلاس دارم ... یعنی یه هفته ای هس که کلاسامون شروع شده، ولی من و چند نفری که ازشون خبر دارم نرفتیم... فردا میریم ان شاء الله


*مثل خیلی وقتها چندتا موضوع برا نوشتن تو ذهنم هست، ولی حسش نیست...


* خسته ام... ناراحتم... غمگینم...



نوشته شده در شنبه 2/7/90ساعت 10:39 عصر توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت