سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
Im about 24!!!! - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


یک نمایشگاه پاییزه زده اند این حوالی که هر سری مادرمان دستمان را می گیرد و می بَرَدمان که ببینیم چه خبر است؛ با چند تا بسته پاک کن عطری و چند تا بازی کامپیوتری و لواشک برمی گردیم خانه! اصلا دست خودم نیست ها... یک هوئی چادر مامان را ول می کنم و می روم قاطی یک عالمه از این پسرک های دبستانی و راهنمایی که توی غرفه های بازی وول می خورند و چندتا بازی را با کمک شان انتخاب می کنم و می آیم بیرون... بعد یک نگاهی به بازیهای توی دست آنها که زودتر خریدشان را کرده اند می اندازم که مبادا یک بازی را آنها خریده باشند و من نخریده باشم...


فرشته کوچولویم خیلی وقتها می خندد و می گوید: تو هنوز کودکی!


نوشته شده در چهارشنبه 23/6/90ساعت 11:22 عصر توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت