سفارش تبلیغ
جنبش وبلاگی دفاع از مقدسات
سه سال گذشت - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


حکایت من و صبر،


قصه ی امروز و دیروز نیست


چند ماهی می شود که ایستاده ام


و به غوره هایم چشم دوخته ام...


حلوا نشده اند هنوز،


اما علف هایی،


 زیر پایم هر روز  سبزتر می شوند



چند دقیقه بیشتر نمانده است که امروزمان ته بکشد


دیگر شک ندارم که غوره هایم حلوا نخواهند شد


علف ها هم رو به زردی می روند _ زیر پایم_


انگار خودم باید دست به کار شوم


تبریک های خیس و شورم را از روی صورتم پاک کن


مثل همیشه...


نوشته شده در چهارشنبه 16/6/90ساعت 7:9 عصر توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت