و خدایی که در این نزدیکی است... *معشوق ها غالبا عاشق همه اند و عاشق ها غالبا عاشق خود!!!* از چند ماه پیش تا همین حالا مسئله ای به نام ظاهری و عامه پسند عشق! به شدت آزارم می ده ... خیلی بهش فکر می کنم ولی نمیتونم اسم این حس مسخره ی آدما رو بذارم عشق! روز به روز به آمار تعداد این سینه چاک های 18-19ساله ی عاشق پیشه ی!مهربون و کشته مرده ی معشوق!که از درو دیوار دانشگاه میریزند، و بر تعداد انسان های معشوق نما !افزوده میشه! آخه یکی نیست به این بندگان خدا بگه ، چتونه شماها؟اگه یه مسلمونی هم پیدا بشه بخواد روشنشون کنه ، میگن برو کنار ، ما عا یا حق
شقیم ها! آخه بگو بچه
، برو الاکلنگ سوار شو ، برو خاله بازی کن ، تو اصلا میدونی عشق رو با کدوم ش مینویسند؟!!یه روز قربون معشوق!میره، فردا میبینه معشوق دوستش
چه میدونم برا کسی تره خرد نمیکنه، میره بهش میگه : دوستت دارم ها ، ولی اگه با همه نپری ! معشوقه!امروز برا عاشقش !خودشو میکشه،فردا بش میگه برو اون اخلاقتو مثلا عوض کن. این چه کاریه آخه برادر من؟
معشوقش تا به یکی سلام میکنه ، میره گریبون دوتاشونو میگیره که طرف کی بوده؟زنگ نمیزنه حالشو بپرسه،شاکی میشه !این عشق مثلا دوطرفه اش بود ها
! از یه طرفه اش بشنوین : یکیو دوست داره!(مثلا) کلی هم ادعاش میشه که آره من عاشقم، بعد میخواد طرفو بدست بیاره! این خنده دار ترین جمله ی ممکنه . آخه مگه عشق غیر از تمام خوبی ها رو برای معشوق!!! خواستنه؟ غیر از اینه که بذاری راحت زندگیشو بکنه؟ غیر از اینه که هر چی اون میگه نپرسی چرا؟ اینا رو میگی بهش ، در میاد میگه : اون عشق واقعیه!!! آخه مگه عشق مصنوعی و بدلی و مجازی و زمینی و آسمونی و حقیقی و پنهانی و قرمز و آبی و ... داره؟؟؟؟؟عشق یه چیزه اونم پذیرفتن معشوق با تمام ویژگی های رفتاری و ظاهری و روحانیشه. این چه مدلشو که من مثلا 53/85 درصد عاشقتم! مگه میشه همچین چیزی . طرف میگه نمیخوامت . میگه : پس من چی؟ احساسم چی؟ آخه
همین که تو میگی من!پیداس که عاشق نشدی برادر من... یا داری اسم عشق رو اشتباه برا یه حس سطحی بکار می بری یا داری دروغ میگی به خودت.آدم اول خودشو میشناسه بعد عاشق خودش میشه بعد تازه میتونه از یکی خوشش بیاد ، این جوونا تو همین مرحله اول گیر کردن و تا اومدن عاشق خودشون شدن ، همه ی چیزای خوب از جمله معشوق!! رو برا خودشون خواستن ، کلی هم کلاس عشق رو میذارن. یه چیز مسخره تر هم هست که از توش به نتیجه ی قشنگ تیتر، رسیدم. یه وقت میبینی عشقه یه طرفه است ، عاشقه هم مغز خر تو سرشه، میره مثلا پاشنه در خونه رو از جا در بیاره، که در نیاورده ، معشوق رو میدن دستش، یعنی معشوق راضی میشه با بد بختی سر کنه ، بخاطر دل یکی دیگه و مثلا خونوادش! قشنگش همینجاست ، این معشوقه که بخاطر عشقش به خدا، آدما، و همون عاشق بد بخت ، حاضر میشه فداکاری کنه ولی اون عاشقه که هر چی بش بگم حقشه
، فکر میکنه خیلی عاشق بوده که تونسته معشوق رو مال خودش کنه ، هی همه جا هم از ارادش و پافشاریه خودش تعریف میکنه. در صورتی که اگه عشق تو دلش بود جز خوشبختی معشوق رو نمیخواست.دیگه از هر کی که با این افکار مسخره ی تو ذهنش و یه احساس سطحی تو دلش که چهار تا گلوله اشکو شیش تا قربون صدقه بروزش میده، میخوام که اسم خودشو عاشق نذاره ... یه صفتی مثله خودخواه ... خود شیفته ... خیلی بیشتر به همشون میاد. دیگه خسته ام ، نمیتونم ادامه بدم ... بهتره فردا اگه شد بنویسم... ای وای ! امتحاااان!!!
| Design By : Pichak |

