تو مال خودِ خودِ منی؛ همین است که به عددها و ترم ها و پول ها فکر نمی کنم؛ و با حرف هایت از ته ته ته دلم می خندم، خدای تو از خدای من مهربان تر است تو مال خودِ خودِ منی؛ *** جزء "هویجوری نوشت ها" و عجله ای بود.
باز هم تا دلم از همه می گیرد و کتاب ها به نظرم پر حرف می شوند و حوصله ی هیچ کسی را ندارم، و زورم هم به کسی نمی رسد، می آیم سراغت... تو، توی آن لباس سفیدِ برازنده ات ایستاده ای آن دور ها و همین طور که دستهایت را از جیب های شلوارت بیرون می آوری، به رویم لبخند می زنی... و من همین طور که اشک می ریزم و دوان دوان به سمت تو می آیم، لبخند پر از آرامشت را می بینم ... به تو که می رسم چشمهایم را می بندم و تمام ناراحتی هایم را مشت می کنم توی دستهایم... می گویی بده شان به من... مثل بچه های تخس مشتهایم را به سر و سینه ات می کوبم... آنقدر توی گوشم حرف های خوب می زنی که آرام می شوم... بعد کلی می خندانی ام و خیالت که از از ته دل بودن خندیدن هایم راحت می شود، می آوری می گذاری ام توی اتاقم و می روی.../Happy.gif)
توی خیال هایم _ حداقل_
و توی خیال های خودت _ می دانم _
و با دل گرمی هایت، گرم می شوم،
و با خدایت، امیدوار می شوم ...
خیلی مهربان تر
خودت هم از من خوب تری
خیلی خوب تر
خوووووبِ من!
**انگار من تو فرجه ها خیلی پر کار شدم، نه؟
* فک نمی کردم استفاده کردن از شکلک به همین سادگی باشه، داره خوشم میاد :-D
![]()
| Design By : Pichak |

