خوشحالم _ نه از بودن تو؛ فقط_ بیشتر برای اینکه می توانم با گستاخی زل بزنم در نگاه هایی که اشکم را دم مشکم می آوردند و بپرم وسط حرف هایی که داغشان تا همیشه روی قلبم خود نمائی می کند و بخندم به روی هر چه بدنامی است _بدون آنکه صورتم گل بیندازد و شرم ریزان، چشم هایم را به گل های قالی بدوزم و هزار بار عذر تقصیر بخواهم_ و دستهایم را صمیمانه روی شانه های کسانی بگذارم که شانه هایشان را از من دریغ کردند، روزی... و همینم بس؛ گرچه لَختی... * اینجا همیشه ابراز عقیده و نظر آزاد بوده، مگر برای پست های خاص که نظرات رو تائیدی می کردم. الان یه بنده خدایی ...... ** بدینوسیله به استحضار می رساند که مشکلی که با یکی از وبلاگ خوانها پیدا کرده بودیم رفع شد و نظرات از حالت تائیدی خارج می شوند. خدائیش دوست نداشتم تائیدی باشه... امیدوارم دیگه از این مشکلا پیش نیاد که دست به دامان "تائید" بشم


| Design By : Pichak |

