دوتا از ویژگیهای کمی تا قسمتی عجیبم این روزا ذهنمو به خودشون مشغول کردن: × دیروز یکی از همکلاسیهام کتابمو گرفت که یه نگاهی بش بندازه و بعد پسم داد... من هم طبق بررسی موشکافانه ای که از کتاب به عمل آوردم ، دریافتم که گوشه ی دوتا از برگه های کتاب یه کمی خم شده... چششششششمتون روز بد نبینه نترسید کار خاصی نکردم فقط در درونم خیلی عصبانی شدم... تو راه که بر می گشتم هی سعی کردم با او دوتا "تای مختصر" کنار بیام... اما شب خوابم نبرد تا اینکه پاشدم اون دو صفحه رو اتو کردم و خوابیدم!!! × دیگه هم اینکه از چیزایی که با کلی علاقه می خرم و کللللللی دوستشون دارم خیلی کمتر از بقیه چیزام استفاده میکنم... چون دلم میخوا همیشه داشته باشمشون... حالا اینا که خودم میخرم هیچی... خدا نکنه اون چیزا یادگاری باشن از یه عزیز... اون موقع حتی تردد از کنارشون هم برای همگان ممنوع میباشد چمه به نظرتون ؟ خوب میشم؟ یا رفتنی ام؟




| Design By : Pichak |

