سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
من هم مثل هوا ! - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


و خدایی که در این نزدیکی است


سلام


چند روزی میشه که با اینکه هنوز اینجام و نرفته ام، دلم خیلی تنگ شده برای شهرم که همه جاش منو یاد اونایی که دوستشون دارم میندازه ، همه ی خیابوناش ، کوچه هاش و مخصوصا یکی از میدوناش! برای خونه مون که هر چند خاطرات زیادی توش ندارم ، ولی خاطرات زیادی رو توش برا همه تعریف کردم و خیلی دوستش دارم ... برای همه ی خانواده ، که خیلی وقتا با هم خندیدیم و یه بار هم با هم گریه کردیمبرای اونی که گذاشت و رفت و من هنوز باور نکرده ام رفتنشو ... هنوز منتظرم که بیاد پیشمون و یا وقتی که میرم و میام زنگ بزنه و سر به سرم بذاره، آخه چطور باور کنم ... نمی تونم عید امسال رو فراموش کنم ... کلی سر مختلط بودن کلاسهامون اذیتم کرد ، اون پرتقالی که نصفشو داد به من و اون لحظه که بهش گفته ام تو نرو خونه تون ، امشبو بمون اینجا و اون رفت و من هم رفتم و دیگه ندیدمش تا اینکه... برای استادم، که فقط دو بار دیدنش تو تابستون به این عظمت هم کلی می ارزه ...برای دوستم که دیروز عصر تا حالا با هم بودیم و همین الان رفت خونشون ... و حتی برای اتاقم ... جایی که همیشه تنهایی ام رو اونجا گذروندم ... جایی که قشنگ ترین لحظه های زندگی مو توش بودم ... جایی که با ارزش ترین وسایلی که تو عمرم داشته ام رو اونجا نگهشون می دارم . اتاقی که با تمام وسایلاش خاطره دارم ... خیلی هاشون کلی ماجرا دنبالش خودشون دارن و آخرش باعث میشن بخندم یا گریه کنم ... برای کامپیوترم و یه نفر توش ! با هیئتشون که خیلی تو انتخاب راه و مسیر زندگی کامپیوتریم موثر بود . تقریبا پنج سالی می شد که این گروه رو دورادور میشناختم و از وقتی رفتم دانشگاه در ارتباطمون وقفه افتاده و دیگه نشده که از ادامه ی کاراشون با خبر شم ، دلم واقعا برای اون روزا و خوندن توصیفات جلسه هاشون و دیدن عکساشون تنگ شده ، حتی تو اوج کنکور! 


خلاصه اینکه دلم برای همه چی اینجا تنگه و دوست ندارم برم ... هر چند دلم میخواد دوستم رو ببینم  ها ...


هوا باز هم قاطی کرده و دل تو دلش نیست که بباره ... مثل من ! یعنی بهتر بگم : من هم مثل هوا! اگه شد که باز می نویسم قبل از اینکه برم ... ولی اگه نشد فکر میکنم تا آپ بعدیم ، یکی دو هفته ای بشه ، اگه هم که نشد اصلا بنویسم ، اونایی که اومدن و خوندن و نظر هم دادن و ... حلالمون کنن ... ولی دوست دارم بنویسم ؛ پس سعی خودمو میکنم که از دست ندم این فرصت نوشتنو ...


 


                                یا حق


نوشته شده در چهارشنبه 21/6/86ساعت 10:26 صبح توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت