سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
فرشتگی - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


به نام خدا


*برای پری تمام قصه های کودکانه ام*


نه آنقدر که خیلی ها را می ستودم در تو اغراق می کنم و نه آنقدر که خیلی ها کودک فرضت می کنند؛ اجحاف... آری؛ تا کنون تمام قوانین طبیعت در من و تو نقض شده است


این بار، من کودک بودم و تو فرشته _ راستی فرشته ها جنسیت دارند؟ _


من که این طور فکر نمی کنم؛ اگر هم داشته باشند برای من فرقی نمی کند، تو باز هم فرشته ام می مانی.


ببینم "شما ها" انگلیسی هم بلدید؟ کانوتیشن می دانی چیست؟


تنها کلمه ای که با شنیدن نامت به ذهنم می آید ماه است.


آهان ... یک چیز دیگر... فرشته اسمت است یا شغلت؟


(وقتی قبول کردی فرشته ی این بازی کودکانه شوی باید فکر اینجاهایش را هم می کردی دیگر)


و حالا ؛


گذشته از تمام این پریشان گویی ها ؛


روزی به تو خواهم گفت که از روزی که به خدایت سپردم چقدر " دل به راه " فرشتگی هایت مانده ام



یا حق


نوشته شده در جمعه 25/4/89ساعت 9:36 عصر توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت