سفارش تبلیغ
جنبش وبلاگی دفاع از مقدسات
عزیز ترین یادگار تو - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


و خدایی که در این نزدیکی است


 


چند روزیست که دلم ؛ بهانه می گیرد


یا نه ؛ شاید هم بی بهانه، می گیرد


حتی گاهی وقتا بی بهانه می گرید...


دیگر تحمل این جلد آرام و صبور را ندارم


دلم می خواهد بزند به سرم!


دلم ، می خواهد پر باز کند


دلم ، می خواهد پرواز کند


از این همه پروا کردن خسته شده ام


از این همه سکوت کردن خسته شدم


دلم می خواهد بگویم


امان از دست این یکسو نگر ِ محافظه کار که دائم با آرنجش می زند به پهلویم


امان از این حضور اضافی که منطق صدایش می کنند.


 


با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو


باشد که خستگی بشو شرمسار تو


در دفتر همیشه ی من ثبت می شود


این لحظه ها عزیز ترین یادگار تو


*محمد علی بهمنی*


                                                                                                 


نوشته شده در جمعه 14/12/88ساعت 7:26 عصر توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت