و خدایی که در این نزدیکی است .... ز بال سرخ قناری... هجوم غارت شب بود و خون گرم شفق هنوز می جوشید. هنوز پیکر گلگون آفتاب شهید برآن کرانه ی دشت کبود می جنبید هنوز برکه ی غمگین به یاد می آورد پریده رنگی ٍ روزی که دم به دم می کاست... تو با چراغ دل خویش آمدی بر بام ستاره ها به سلام تو آمدند: سلام! سلام بر تو که چشم تو گاهواره ی روز سلام بر تو که دست تو آشیانه ی مهر سلام بر تو که روی تو روشنایی ماست! سلام بر تو که از نور داشتی پیغام! تو چون شهاب گذشتی برآن سکوت سیاه تو چون شهاب نوشتی به خون روشن خویش که صبح ٍتازه ز خون شهید خواهد خاست ز بال سرخ تو خواندم درآن غروب قفس که آفتاب رها گشتن قناری هاست. ه.ا.سایه دهه ی فجر گرامی باد

| Design By : Pichak |

