سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد! - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


و خدایی که در این نزدیکی است


سلام


امروز اومدم کافی نت دانشکده تا خیر سرم پروژه ی روش تحقیق 2 رو کامل کنم که گفتم یه سری هم به وبلاگ کلاسمون بزنم؛ بعد یاد اینجا افتادم؛ گفتم یه سر هم به وبلاگ روزای جوونی خودم بزنم، سر زدن به وبلاگ همانا و پدیدار شدن ذوق وبلاگ نویسی همانا! اصلا نمی دونم یهویی چی شد که جو گیر شدم و تصمیم گرفتم وبلاگ نویسیمو از سر بگیرم!


هنوز نمی دونم موضوع خاصی رو مشخص کنم یا نه ؛ مثل قبل از هر کجا که به ذهنم رسید بنویسم ... ولی مهم اینه که شدیدا انگیزه گرفتم بنویسم...


الانم یه دوساعتی هست که تو کافی نتم ولی از شدت عشق به وبلاگ و سر و سامون دادنش بی خیال تحقیق شدم!!


حالا که بعد از این همه وقت اومدم ؛ نمی دونم از کجا شروع کنم !


چی بگم ... چی نگم ...


چه اتفاقاتی که افتاد و نیفتاد ...


قشنگترین چیزی که با ورودم به بخش مدیریت دیدم؛ آمار بازدیدها بود! امروز 15 نفر و وبلاگم سر زده بودن!‏ چند نفر هم تولدمو تبریک گفته بودن !‏دوستان، دم همه تون گرم !!!


فعلا این اعلامیه برا شروع مجدد کافیه !‏ برم به تحقیقم برسم که دیر شد!


*شاید وقتی کارم تموم شد یه پست بذارم


بهشتی باشید


 


 


نوشته شده در دوشنبه 7/10/88ساعت 2:7 عصر توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت