سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
دلم برای خودم تنگ می شود - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


و خدایی که در این نزدیکی است

_

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم

کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

دلم برای خودم تنگ می شود آری،

همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم

نشد جواب بگیرم سلام هایم را

هر آنچه شیفته تر از پی ِ شدن بودم

چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را

اشاره ای کنم : انگار کوه کن بودم


من آن زلال پرستم در آب گند زمان

که فکر صافی آبی چنین لجن بودم


غریب بودم و گشتم غریب تر اما :

دلم خوش است که در غربت وطن بودم

محمد علی بهمنی
_
خدایااااااا .... فقط همین !
بهشتی باشید

نوشته شده در دوشنبه 7/5/87ساعت 12:28 صبح توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت