و خدایی که در این نزدیکی است سلام _ هر کی حالش زود گرفته میشه و مستعد هست ، این پستو نخونه! چون زیاد دل چسب نیست_ ___ اول از همه اینکه خسته ام دوم / امتحان دارم ، از یه درس پیچیده و مبهم ! که البته مشکل کتابش هم هست که کم درهم نیست و البته مشکل خودم هم هستم که حال خوندن این چرت و پرتها رو ندارم. سوم/ اومدم کافی نت که یک کم بنویسم ، ولی باز هم مثل خیلی وقتهای دیگه ، نوشته های تو ذهنمو فراموش کردم!! حالا سعی می کنم اتفاقات اخیر یادم بیاد و از هر کدوم محض یادگاری یه خط بنویسم . چهارم/ یه موش دیگه تو اتاق روبرو پیدا شده و از صبح امروز جیغ های رنگارنگ حواله ی گوش ما می شد. پنجم/ شام نداریم !!!! ششم/ سر در گمم ! هفتم / راستی اوضاع کلاسمون داره به حالت عادی بر میگرده ، خداروهزار مرتبه شکر ، چشم شیطون کر!!! بچه ها دارن بزرگ میشن ( او اوه !بهشون بر نخوره ، خوبه!!! البته نه اینکه من خودمو بزرگ بدونم ها ... ) هشتم / دو سه روز از سالگرد وفات سهراب گذشته ، و من وقت نکردم یه چیزی ازش تو وبلاگم بنویسم ! خدایش بیامرزاد... نهم / درس نخوندم ( این تیکه ی مکرر یکی از هم اتاقی هاست!!! که گریبون من رو هم گرفته !!!) بهشتی باشید
!
| Design By : Pichak |
