خدایی که در این نزدیکی است سلام امروز قرار بود از خاطره سیزده فروردین 1387 بنویسم ولی هرچی فکر کردم جز چند تا جمله رو مناسب ندیدم گاهی وقتا آدم تو دلش میگه : کاش من هم آدم بزرگ بودم ... جای کسی که حداقل یه کمی از بودجه ی این سرزمین دست من باشه بهشتی باشید
گاهی وقتا من تو دلم می گم : کاش می تونستم جای یکی از این همه مسئول باشم
اون وقت اون همه خونه ی نمور و کاه گلی و جاده های خراب سمت روستاهای اطراف شهر رو حتما یه کاریش می کردم
خیلی از روستاها غافلیم ها ... از کسایی که به یه کوچولو راحتی و آسایش قانع اند و به یک آینه ، یک بستگی پاک قناعت دارند ...
رفته بودم تو روستاهای دور از مرکز شهر ... دلم گرفت ... دلم شکست ...
شاید اگر من هم مسئول میشدم ... ... ... .
| Design By : Pichak |
