و خدایی که در این نزدیکی است سلام وارد روز دوم فروردین هم شدیم و من کماکان دارم می نویسم ... سه تا مورد هست که من همیشه دلم می خواست ازشون بنویسم که امشب فرصت هست ، انرژی هست ، قلم هم که مشاهده کردید ؛ خیلی خوب یاری می کنه ؛ کارت اینترنت هم که به مناسبت عید بهش اضافه شده ... یکی از اون موارد تلوزیون _سیما_ بود که تو پست قبل کم و بیش بهش اشاره کردم بقیه اش هم ... _______ اول موبایل ؛ تلفن همراه ؛ از نظر من یه موجود _که نه _ یه وسیله ی اضافه ؛ یه مزاحم ؛ یه قارقارک پر سروصدا و یکی از صدها وسیله ای که بدون اینکه فرهنگشو داشته باشیم ، ازش استفاده می کنیم _ خیلی معذرت می خوام ها ؛ اصلا من خودمو می گم ، شما به خودت نگیر!_ من نمی دونم این چه وضعیه که الان تو این ملت داره رواج پیدا می کنه ، مخصوصا مخصوصا و مخصصوصا بین دانشجو ها ... البته منکر این نمیشم که هر چیزی مزایا و معایبی داره ، اتفاقا تائید هم میکنم این جمله رو ... ولی من واقعا نمی دونم چرا هر وسیله ای ، اختراعی ، دستگاهی ... که وارد این سرزمین میشه مضراتش بیشتر از مزایاش نمایان میشه !!! الان بعد از اون قضیه ی تعدد زوجات و ... _ که خودش یه پست نیاز داره _ تعدد سیم کارت رواج پیدا کرده !!! ایرانسل و همراه اول و ... از این مدل سیم کارتها هم فراوووون ... من خودم به عینه شاهد هستم که یه بنده ی خدا بسته به تعداد کشته مرده ها ؛ سیم کارت داره ! یعنی به هر کی یه شماره داده !!! آخه این چه کاریه برادر من ... خواهر من نکن این کار رو ... خدائیش بهتر نیست بگردیم این دور و برا بجای همراه اول و دوم و سوم ، همراه آخر پیدا کنیم ... اصلا می تونیم پیدا کنیم ؟ حالا یه چیز دیگه ؛ مثلا طرف نشسته با یه بنده ی خدا به حرف ... جیلینگ جیلینگ موبایلش زنگ می زنه ؛ حالا این یکی که حضور فیزیکی داره اینجا و سراپا منتظره که دو کلوم باهات حرف بزنه ، تو می زنی تو ذوقش حالا همین وسط یکی در میاد میگه تو که خودت این همه از این سیستم مخابراتی و این امکانات و تکنولوژی و پیشرفت نوع بشر دلت پره ، خودت این مدلی هستی یا نه ؟ ... اصلا چه کاره ی مملکتی ... دست رو دلم نذارید که خونه ... اگه بخاطر نگرانی و دلشوره ی خانواده و مخصوصا مادر محترم نبود هیچ وقت دست به همچین جنایتی نمی زدم ! شاید این مورد آخر رو من هم اجرا کرده باشم و حتی روی من اجرا شده باشه ولی همیشه سعی می کنم همچین اتفاقی نیفته و از همین جا ، از همه تون خواهش می کنم ، نذارید تکنولوژی از هم دورتون کنه ... نذارید خیلی ها فکر کنن اگه با شما تماس بگیرن عزیز ترند و اگه کنارتون باشن بی ارزشند و خیلی حرفای دیگه ... ________ دومین مورد هم همونه که یکی از رفقا ، همکلاسی ها و از بچه های اتاق روبروی متمایل به چپ! بهم یادآوری کرد ... از وقتی که من یادم می آد ؛ یادمون دادن روی پول _ این کثیف ارزشمند!_ دل نوشته ، دست نوشته ، چاپ، خاطره ، خبر ؛ یادگاره ، تبریک ، تسلیت و ... ننویسیم اما چند روز پیش ، یکی از دستگاههای خودپرداز در سطح پایتخت فرهنگی جهان اسلام ، اصفهان ؛ تبریک سال نو چاپ می کرد ؛ اون هم کجا ؟! روی اولین برگ از اسکناسهایی که هر سری از دستگاه بیرون می اومد ... شاید اون نوشته ها خود بخود از بین می رفتند و من نمی دونم _ که امیدوارم اینطور باشه ! اینم از این ... بهشتی باشید
؛ گوشیو بر می داری و می ری و تا دو ساعت پیدات نیمشه ... یعنی در عمل و بصورت کاملا واضحی حضور فیزیکی یک نفر رو نادیده گرفتی و حرف زدن با طرف دیگه رو بوسیله ی واسطی ی فلزی پر از امواج خطرناک ترجیح دادی !!! عملا خردش کردی ... لهش کردی ... نادیده اش گرفتی ...
چون با این کار به شدت به اقتصاد مملکت آسیب می زنیم ...
| Design By : Pichak |
