سفارش تبلیغ
کوچکترین هندزفری بلوتوث
مهر 1390 - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


این پست را باید چند روز پیش می گذاشتم. اما نشد و نشد و نشد...


 امروز جمعه است، اما به تاریخ همان روز و همان ساعت ثبتش می کنم که یادمان بماند.


اسمم در قرعه کشی عتبات دانشجوئی در آمد. یک نفر محرم را هم می توانم همراه ببرم.


مخاطب خاص خیلی از نوشته هایم هم حج دانشجوئی قسمتش شد...


هنوز رفتنمان قطعی و مشخص نیست. اما دلم نیامد ننویسم.


کاش مکالمه ی آن شبمان را ضبط کرده بودم...


نوشته شده در دوشنبه 25/7/90ساعت 11:0 عصر توسط مائده نظرات ( ) |


نوشته شده در شنبه 23/7/90ساعت 10:56 صبح توسط مائده نظرات ( ) |

یه زمانی همیشه هشت کتاب دستم بود... مخصوصا تو سالهای سوم دبیرستان و پیش دانشگاهی... روحم به سهراب نزدیک بود... خیلی نزدیک... چند وقتی هست که ازش دور شدم؛ اما هنوز فوق العاده دوستش دارم...


سالروز تولدشه... یکی یه فاتحه به روحش هدیه کنیم و ... بد نگوئیم به مهتاب اگر تب داریم...




آدرس و عنوان وبلاگم رو هم از سهراب دارم...


عکسها از www.sohrabsepehri.com


نوشته شده در جمعه 15/7/90ساعت 2:14 عصر توسط مائده نظرات ( ) |

می رفت و آتش به دلم میزد نگاهش


نوشته شده در یکشنبه 10/7/90ساعت 11:46 عصر توسط مائده نظرات ( ) |

*رفته بودیم سفر... آستارا، اردبیل، سرعین... برای اولین بار تو زندگیمون تو تابستون کاپشن پوشیدیم! جالب بود!


* پاییزم اومد... چند روزی هست که غمگینم ولی سعی می کنم به روی خودم نیارم... از تغییر فصل ِ یعنی؟!


* امروز دوم مهر بود... یادتِ دخترک؟ :-|


* خونه تکونی کردیم... فرشا رو دادیم بشورن، خودمونم کل خونه رو شستیم... خونه تکونی چه وقته آخه!!!! 


* فردا کلاس دارم ... یعنی یه هفته ای هس که کلاسامون شروع شده، ولی من و چند نفری که ازشون خبر دارم نرفتیم... فردا میریم ان شاء الله


*مثل خیلی وقتها چندتا موضوع برا نوشتن تو ذهنم هست، ولی حسش نیست...


* خسته ام... ناراحتم... غمگینم...



نوشته شده در شنبه 2/7/90ساعت 10:39 عصر توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak