سفارش تبلیغ
ساعت مچی smart
آذر 1389 - دلم از غربت سنجاقک، پٌر

دلم از غربت سنجاقک، پٌر


من بی تو ما شدم...


با احتمال تو...


احتمالی غریب به یقین!



نوشته شده در شنبه 27/9/89ساعت 11:47 عصر توسط مائده نظرات ( ) |

به نام خدا


________


امام حسین (ع):



کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند


(بحار الانوار،ج75،ص128)


________


غمگینم!


همه رو دعا کنید


بهشتی باشید


نوشته شده در چهارشنبه 24/9/89ساعت 11:0 عصر توسط مائده نظرات ( ) |

به نام خدا


_____


یک.


آن قدر حرف زدی


زدی


 زدی


 زدی


که تمام وجودم زخم شد


دستم نمک نداشت مگر؟


که تو پاشیدی!


دو.


من نشسته ام؛


ساعت ایستاده است؛


او رفته است...


و پرزهای این خرس خاکستری


ملالتی بالای هشتاد و پنج دارد...


سه.


زدی زیر عشق!


ریخت و مرا سوزاند...


می ترسم جایش بماند!


_____


*چون نوشته هام حالت خاطره داره، ممکنه جاهاییش مبهم به نظر برسه. توضیح بیشتر خواستید در خدمتم.


بهشتی باشید


نوشته شده در چهارشنبه 17/9/89ساعت 9:37 عصر توسط مائده نظرات ( ) |

به نام خدا


بدون چرک نویس می نویسم.


آدم وقتی تازه پا تو یه راهی میذاره دلش می خواد چند نفر پشتش باشن، دلگرمش کنن و بهش امیدواری بدن ... من که ازین آدما زیاااااد دورو برم ندارم ... ولی امروز... نمی دونم اون خانم کی بود ؟ از کجا بود... اصلا برا چی از اون همه نیمکت که تو حیاط دانشکده است اومد صاف نشست کنار من و شروع کرد در مورد اون چیزایی که داشت تو دلم می گذشت حرف بزنه... کاملا ندوسته داشت با حرفاش منو تشویق می کرد... اصلا انگار یه بسته ی کادو پیچ بود که خدا نشونده بودش کنارم... آخرش هم حرفاش به جایی رسید که ناخودآگاه گفتم امروز تولدمه... اونم بعد از کلی آرزوی خوب پاشد رفت ... به همین سادگی کللللللللللی انرژی گرفتم...


 


 


بعدشم سر کلاس زبان ، استاد یه چیزی گفت که یکمی به خودم بالیدم ... یعنی وااااااااقعا عجیب بود جمله هاش! حس می کردم کااااملا هماهنگ شده اون حرفا رو میزنه ... ولی اصلا اینجوری نبود... اون که نمی دونست تو ذهن من چی میگذره!


 


آخرشم وقتی از دانشکده برگشتم از جشنواره زنگ زدن که تو یه مسابقه منتخب شدم... یوووووووووووووووهووووووووو... کاش جایزش خوب باشه ؛-)


 


به نظرم خدا تو روز تولدم ؛ خدائیشو درست درمون بم نشون داد ... باید یه تشکر اساسی بکنم ؛ نه؟


 بهشتی باشید


**یکی از دوستان در قسمت نظرات گفتن که ناشکری نکنم... اومدم که اگه احیانا حمل بر ناشکری شده ، پسش بگیرم :-) (پنج شنبه، یازده آذر)


نوشته شده در چهارشنبه 10/9/89ساعت 11:0 عصر توسط مائده نظرات ( ) |

به نام خدا


***


می خواهم امشب را بدزدم


و یک جای امن قایمش کنم


که هر وقت دلم خواست شب من باشد!


...


به یاد کودکی هایی که طعم بزرگی می داد و در دلواپسی جواب دادن به تلفن های خانه مان خلاصه می شد که مبادا مادر نگرانمان شود و از اداره راه منزل در پیش گیرد ... در روزهایی که فقط ساعت یازده و نیم را بلد بودم که وقت رفتن به مدرسه بود و از ترس اینکه چشم از ساعت بردارم و یک هویی دیرم شود؛ پایش می نشستم...


و به یاد نوجوانی هایم که قسمت اعظمش در دوگانگی ها سپری شد؛ دوگانگی هایی که در آرامش پنج شنبه ها ته نشین می شدند...


و به یاد جوانی های نکرده ام که در لابلای کتابهای کتابخانه ام خاک می خورند...


و با یاد دیروزی که با تمام شادی های متفرقه اش؛ یاد آوری رنجهایی که روحم را می خراشیدند عذابم می دهد


و با امروزی که هنوز حماسه هایم را Epic می نویسم و وقتی دفتر می خرم به طرح جلد سمت چپش بیشتر توجه می کنم...


بیست و سه ساله شدم!


نمی دانم اینها چه ربطی به شب تولد دارد! ولی ذهن است دیگر! می رود...  همه جا می رود و آخرش بر می گردد پیش خود آدم و تو می مانی و یک ذهن پر از این و آن و آن و این...


تولدم مبارک


_ با تشکر از برو بچزی که بعد از کلی وقت تولدم رو یادشون بود و با انواع مختلف پیام ها خوشحال و شرمنده ام کردن. جبران کنم انشاءالله.


و  با تشکر فراااااااااااااوان  از سه تا دوست عزیز که تو لحظه های غمناک سر شب همراهم بودن.


***


بهشتی باشید


نوشته شده در چهارشنبه 10/9/89ساعت 3:8 صبح توسط مائده نظرات ( ) |

به نام خدا


***


می سپارم کف هایشان را نامرتب بزنند


و تولدت مبارک را آهسته تر بخوانند


و بادکنک ها را یکی... یکی... یکی...


که آرزوهایم را یکی...


و شمع هایم را با آه خاموش می کنم


که شاید


دیرتر تمام شود کودکی ام.


***


بهشتی باشید


نوشته شده در شنبه 6/9/89ساعت 8:35 عصر توسط مائده نظرات ( ) |

به نام خدا


***


(بیست و سه سالگی )


می خواهم روی کیک تولدم مداد رنگی روشن کنم


اما...


باشد برای سال بعد


نمی توانم از هیچ رنگی بگذرم



***


عید همه مبارک


بهشتی باشید


نوشته شده در پنج شنبه 4/9/89ساعت 12:38 صبح توسط مائده نظرات ( ) |


Design By : Pichak